حسنعلى خان افشار
168
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
2 . ميرزا عباس فرزند ميرزا مسلم ايروانى ، معروف به حاجى ميرزا آقاسى ، در سن چهارده سالگى از ايروان به عتبات رفت و در محضر آخوند ملا عبد الصمد همدانى درس خواند . او افزون بر دانشهاى رايج آنروز ، در علوم غريبه نيز دانش آموخت . پس از پايان تحصيل به آذربايجان آمد و به كمك سرداران ماكويى معلم سرخانهء فرزندان عباس ميرزا شد . او توانست در يكى از شاگردانش به نام محمد ميرزا نفوذ سختى پيدا كند . محمد ميرزا كه حاجى را مرشد خود مىدانست و سخت به قدرت ماورايى و پيشگويىهايش ايمان داشت ، پس از بركنارى و مرگ قائم مقام فراهانى ، وى را به صدارت برگزيد . در زمان حاجى اوضاع ايران رو به پريشانى نهاد . بااينوجود در اين زمان ايران به هرات لشگركشى كرد ( 1253 - 1254 ق . ) آقاخان محلاتى عليه دولت سر به شورش برداشت ( 1255 ق . ) و همچنين جريان اختلافهاى مرزى ايران و عثمانى مطرح شد ( 1260 ق . ) . با مرگ محمد شاه قدرتش فرو پاشيد . ازاينرو قصر عباسآباد را رها كرد به امامزاده عبد العظيم ( ع ) در شهر رى پناه برد . سپس دولت جديد او را به عتبات فرستاد تا اين كه شب جمعه 12 شعبان 1265 در آنجا درگذشت « 1 » . در كتابهاى روزگار قاجار ، دربارهء شخصيت و اوضاع زمان حاجى ميرزا آقاسى داستانهاى جالبى نوشتهاند . از جمله در صدر التواريخ مىخوانيم : از صدمات او به مردم يكى اين بود كه گاو ميشى داشت و اين گاوميش هميشه مطلق العنان و آزاد بود از بامداد تا شام در كوچه و بازار به اختيار مىگشت . از دور كه پيدا مىشد كسبه ، بهصورت بلند بهطور رمز ، به عبارت مخصوص به يكديگر اعلام مىكردند كه گاوميش آمد . به عجله و شتاب اهل بازار قبل از وصول گاوميش هر چه مىتوانستند از اجناس و ابزار خود را به درون دكان مىبردند كه پامال و تلف نشود . گاوميش به هر در دكان كه مىرسيد ، اذيتى مىكرد . مخصوصا به دكان شيرينى فروشى كه مىرسيد مقدار كثيرى شيرينى مىخورد و حلواييات را مىريخت و طبق آنها را به زمين مىانداخت . همچنين كوزهء ماست بقال و كفهء برنج و كوزهء روغن و تغار پنير او را مىشكست و قدرى ميوهجات او را مىخورد و مىرفت . صاحب دكان ايستاده و نگاه حيرتآميز مىكرد و جرئت
--> ( 1 ) . نك : مقدمه ، ص ص 19 - 25 ؛ اعتماد السلطنه ، صدر التواريخ ، ص ص 152 - 195 ؛ اعتضاد السلطنه ، عليقلى ميرزا ، اكسير التواريخ ، ص ص 537 - 540 ؛ بامداد ، مهدى ، شرح حال رجال ايران ، ج 2 ، ص ص 203 - 209 .